تو مرد شهری اما
ما دختر دهاتم
تو بی خیالی اما
ما کوه مشکلاتم
نجیب و مهربونی
شبیه بهار شیراز
صدا دشتی بم
ما عاشق صداتم
اومده بودی اینجا
کار جهادی کنی
نگام به چشمت افتاد
اسیر اون نگاتم
یه روز خسته بودی
چفیه بسته بودی
ندیده بودی من رو
دنبال رد پاتم
نشستی و یه لیوان
آب خنک آوردم
گفتم بفرما آقا !
ما همساده فراتم
سرت بالا نکردی
اصن نگام نکردی
یوسف شهرتونی
حیرون این حیاتم
دهات ما خاکیه
اما دلت سنگیه
گناه داره برادر
یه ذره الفتاتم
دلم به لرزه افتاد
وقتی لبات خندیدن
حنا زدی به قلبم
شاخ گل نباتم
یعنی میشه یه روزی
ازما بخوای زنت شم
قبول عروست میشم
تا آخرش باهاتم
گروهتون از اینجا
یه سال رفته اما
پیت هنوز می گردم
دنبال ردپاتم
راستی که خوش خیالم
ما کجا و تو کجا
تو مرد شهری اما
ما دختر دهاتم
ریحانه طاهری
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل احمدی